تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج

بسم ربّ الحسين عليه السلام

يا اهل العالم، قتل الحسين عليه اسلام بكربلا عطشانا

عاشورا...

             كربلا...

                       عطش...

                                   هفتاد و دو يار...

                                                         علي اصغر...

                                                                           عباس...

 

 حسين عليه السلام 

 

 

غربت...

           قتلگاه...

                       آتش...

                                خيمه ها...

                                               اسارت...

 

                                     و هنگام غروب،                            

                                   زينب تنها مي ماند...!!!       

   ...   

و اينك...

عاشورايي ديگر

عكس از ايرنا

براي محك زدن آنهايي كه مي گفتند: "يا ليتني كنت معك"

اين گوي و اين ميدان...

                   يا علي عليه السلام

يا كاشف الكرب عن وجه الحسين عليه السلام، اكشف كربنا بحق اخيك الحسين عليه السلام

 

عاشورا امروز است...

عاشورا امروز است...

عاشورا امروز است...

عاشورا امروز است...

   ...  

چشمتان را باز كنيد...

هفته گذشته به بهانه تشييع جنازه مرجعشان در حرم عمه سادات، در ماه محرم، به شادي و دست زدن پرداختند...

روز عاشورا همه جا را سوزاندند...

همچون يزيديان...

عكس از ايرنا

اگر هدايت نمي شوند،...

خدايا! هم اكنون نابودشان كن!!! هم اكنون اين فتنه را ريشه كن فرما!

اللهم العنهم جميعا

 

 يا رب الحسين بحق الحسين اكشف كرب الحسين بظهور الحجة

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت 9:9  توسط منتظر  | 

بسم ربّ الکعبة

اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام...

در دعاهای ماه مبارک رمضان این دعا در قالب چند دعا اومده. هر سال این دعا رو به امید اجابت می خوندم. سال قبل خیلی متفاوت بود. انگار عجیب این دعا تو دلم نفوذ کرده بود. لحظاتی که دعا رو می خوندم، تو ذهنم غیر ممکن می نمود در این سال به حج مشرف بشم. ولی وقتی به شنونده دعا فکر می کردم، امید به اجابتش در من زیاد می شد.

وقتی اسمم از میان اسامی شرکت کننده در عمره دانشجویی دراومد، به علت نفوذ این دعا تو دلم رسیدم. اما...

بعد از گذشت چند هفته زمزمه هایی مبنی بر حذف شدن یک نفر از قافله کاروان عمره دانشجویی پیچید. یادم نمی ره اون لحظه ای رو که دوستم بهم گفت حذف شدم....................................... .

ماه رمضان امسال این دعا آتشم زد... در حسرت اجابت این دعا سوختم...........

اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام...

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 9:17  توسط منتظر  | 

بسم ربّ الزّهرا علیها السلام

بانوی بی نشان

با خود به کوچه های عزا می کشی مرا                                بانوی بی نشان! به کجا می کشی مرا؟

هر چند شهر، یکسره بیگانگی کند                                                          آتش به گرد تو پروانگی کند

در شام تیره، قصه ماه کبود بود                                                      باران شعله شعله و رگبار دود بود

در متن شعله قصد خلیلی نداشتی                                           سیلی زدند و طاقت سیلی نداشتی

خورشید و ماه در تب و تاب محاق تو                                                  غم ماجرای کوچکی از اتفاق تو

بانو سلام! زمزمه تازه ات کجاست؟                                       داغی ز داغ های بی اندازه ات کجاست؟

آرام و سرد می گذرم از هوای تو                                               چون خاک سر گذاشته ام روی پای تو

شب گرد کوچه های جهانم گذاشتی                                            با داغ تازه ای که به جانم گذاشتی

در باغ شب، شکفتن زهرایی ات چه شد؟                                   دستان گرم ام ابیهایی ات چه شد؟

دستت کبود می شود و تار می شوم                                            هر سال با عزای تو تکرار می شوم

با خود به کوچه های عزا می کشی مرا                             بانوی بی نشان! به کجا می کشی مرا؟...

ایام شهادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام بر تمامی شیعیان و ارادتمندان آن حضرت تسلیت باد.

 يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/27ساعت 8:59  توسط منتظر  | 

بسم رب المهدی (عجل الله تعالی فرجه)

یه سلام بعد از یه غیبت نسبتا طولانی

شرمنده! دانشگاه واقعا اجازه سر زدن به وبلاگ رو نمی ده. عید هم که کانون گرم خانواده فرصت رو ازم گرفته بود.

 

اینم اونی که قولشو داده بودم. خیلی وقته تو پست موقت گذاشتمش و ۲۶ فروردین ۸۸ کاملش کردم.

حتما بخونیدش. قول میدم پشیمون نشید.

دست نوشته ای از شهید احمد رضا احمدی

رتبه اول کنکور پزشکی سال ۱۳۶۴

ساعتی قبل از شهادت

آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟!

چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی ویران شدن، یعنی ستم، یعنی آتش، یعنی خونین شدن خرمشهر، یعنی سرخ شدن جامه ای و سیاه شدن جامه ای، یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟ به راستی ما کجای این سؤال و جواب ها قرار گرفته ایم؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟ آن گل های ناز، آن اسوه های عفاف که هر کدام در پس رنج های بیکران صحرانشینی و بیابانگردی آرزوهای سال ها بعد را در دل می پرورانند. آن خواهران بی دفاع٬ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند! کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده؟ کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند؟ نبرد تن و تانک٬ اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟ آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟ گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله ۱۰۰۰ متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آنرا سوراخ کرده و گذر می کند. معلوم نمائید سر کجا افتاده است؟ کدام زن صیحه می کشد؟ کدام پیراهن سیاه می گردد؟ کدام خواهر بی برادر می شود؟ آسمان کدام شهر سرخ می شود؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام چهره چنگ می خورد؟ کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟ توانستید؟ ... اگر نمی توانید این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید. هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران - دهلران حرکت می کند مورد اصابت موشک قرار می دهد. اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آن ها را غسل داد؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟ چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟ چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟ کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟ از خیال؟ از کتاب؟ از لقب شامخ دکتر؟ یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟ کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس؟ دیر رسیدن سر کلاس؟ نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک؟ به ماشین؟ به قبول شدن در دوره فوق دکترا؟ آی پسرک دانشجو! به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟ جوانی به خاک افتاده است؟ آی دخترک دانشجو! به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشاندند و آنان را زنده به گور کردند؟ یا در کردستان حلقوم کسی را پاره کردند تا کدهای بیسیم را بیابند؟ به تو چه مربوط است که موشکی در دزفول فرود بیاید و به فاصله زمانی انتشار نور محله ای نابود شود؟ به تو چه مربوط است که کودکانی در خرمشهر از تشنگی بمیرند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه! هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات به هم گره می خوردند به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطره ای نم یافتی با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد؟! اما تو اگر قاسم نیستی! اگر علی اکبر نیستی! اگر جعفر و عون و عبدالله نیستی! لا اقل حرمله نباش! که خدا هدیه حسین(علیه السلام) را پذیرفت. خون علی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد؟!...

پیشنهاد می کنم به وبلاگ فیزیک مدرن هم یه سری بزنید.

ما که شرمنده همه شهدا هستیم.

 

شهدا العفو

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت 12:1  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همه شما دوستان و مهمانان گرامی.

همین الان تصمیم گرفتم یه مطلبی رو براتون بنویسم:

در وبلاگ یادداشت های یک نسل سومی یه مطلبی رو نوشته بود. دیدم جا داره که من هم یه کمی در موردش مطلب بنویسم. البته سعی می کنم خلاصه بنویسم، چون حرف زیاده... .

یه روزایی مهریه عندالمطالبه بود. دیدن روز به روز زندان ها دارن پر میشن از پسرای بدبختی که پول ندارن بدن برای بدهی مهریشون.(۱)توضیح بیشتر رو پایین تر می دم.

بعد اومدن مهریه رو عندالستطاعه کردن که شاید یه کمی زندان ها خالی تر بشن. ادامه حرف ها رو هم در شماره (۲) توضیح میدم.

بر اساس زیاد شدن آمار طلاق توی بچه های مذهبی که جز توکل، بقیه دستورات خدا رو یادشون می ره به کار بگیرن(البته همه نه. چون خیلی ها واقعا یه حکمتی داشته که این اتفاق ناگوار براشون افتاده.)، یه سری اطلاعات کلی از نتایج این دو حکم به دستم رسیده. در ضمن یک سری اطلاعات قضایی هم در این رابطه دارم. بنابراین تقریبا همه مطالبی که می نویسم میتونه درست باشه.

(۱)..... اولا آقا پسر مسلمون! اگه دین دار هستی، پس چرا یادت می ره که دستور دین اینه که اگه بیشتر از وسعت مهریه تعیین کنی اشکال داره؟؟؟ حالا نه اینکه بری ۱۴ سکه به پایین مهریه تعیین کنی(ما نمی گیم ۱۴ تا کمه، اما با توجه به عدم اعتماد خیلی ها که حق هم دارن، اگه بالاتر هم بود، تا جایی که وسع داری قبول کن). اگه مهریه حدود ۷۵ سکه باشه می شه حدودا ۱۵ میلیون تومان که با کمک پدرت میشه تمام زندگی جناب عالی. این خوبه و میشه وسع شما.

خیلی از خانم ها مهریه رو تا وقتی که نامردی از شوهرشون نبینن طلب نمی کنن. پس آی اونایی که مهریه خانومتون اجرا گذاشته شده، ببینید کجای راه رو اشتباه رفتید. اینقدر هم سر خانم ها خالی نکنید... .

ثانیا دختر خانم مسلون! اگه تو هم دین داری، پس چرا دستور دین مبنی بر قانع بودن رو یادت می ره؟؟؟ مهریه بالا می خوای برای چی؟ برای مطمئن شدن به زندگی؟ پس مثل اینکه آمار ندارری. خیلی از خانم ها مهریه سنگینشونو برای آزاد شدن جونشون حلال می کنن. چون طبق قانون و شرع طلاق یعنی پایان همه چی. دیگه بعد از طلاق حرفی از مهریه نیست. برای همین باید قبل از طلاق تکلیفش مشخص بشه. شما هم که حوصله صبر کردن برای این زندگی به نظر خودت غیر قابل تحمل رو نداری، در حالات مختلف قسطی شدن مهریه که ممکنه تا آخر عمرت طول بکشه، زندانی شدن آقا، پیچوندن شما توسط آقا و ... مجبوری مهرتو ببخشی. پس از همون اول جوری تعیین کن که یه چیزی دستتو بگیره... .

سختی های راه طلاق کمر یه دختر رو -خصوصا اگه مسلمون باشه و باعث طلاق هم شوهرش باشه- میشکنه.

(۲)..... به نظر من این قانون یعنی نقض قانون قبلی. البته... با توجه به اینکه زن و شوهرهای ما تقریبا دارن تمامی قوانین رو با انواع حقه ها زیر پا می ذارن، این حکم خیلی هم به جاست: دیگه خانم ها مهرشونو دست بالا نمی گیرن چون مطمئنن که آقا استطاعتشو نداره. آقایون هم مجبورن تا تهشو بدن که در هر صورت اگه ندن، دیگه پیش خدای خودشون باید جوابگو باشن. بازم می گم که اگه ندارن، قبول نکنن.

!!!بابا هر چی می نویسم می بینم قوانین انگار داره برای ما که هیچی حالیمون نیست، حرف دین رو باز کرده و توضیح میده. و الا همش توی یک جمله خلاصه می شه: دادن مهریه بر مرد واجب است.

در ضمن این نکته رو هم بگم که بخشش مهریه توسط خانم به آقا یعنی اهدای یه مبلغ زیادی پول به ایشون که این باعث میشه آقا زیر دین خانم برن.

چند مثال:

۱. دختر ۱۸ ساله ای به خاطر اختلالات عصبی شوهرش بعد از ۲ سال عقد مهرشو می ذاره اجرا. آقا هم همه اموالشو به نام مادرش می کنه و به راحتی مهریه خانم رو هاپولی می کنه. این دختر ۱۸ ساله هم مهریشو می بخشه تا طلاقشو بگیره.

۲. دختری به علت بیماری، شوهرش می گه نمی خواد زندگی رو ادامه بده(بعد از کمتر از یک سال عقد). نکته: بیماری دختر بعد از عقد ایجاد شده بود. (این دیگه آخر نامردیه.) خانم هم مهرشو می ذاره اجرا و با توجه به اینکه پسره یه کمی از اسلام سر در می آورده، نصف مهر رو میده. با ذکر این نکته که باید همشو میداد.

جالبه اکثر آقایون وقتی یه کمی از مهریه رو می دن منت می ذارن، در صورتی که یادشون می ره که این خانم بوده که کلی پول رو بهشون بخشیده.

توی رساله نوشته که مرد علاوه بر دادن مهریه خوبه یه مبلغی رو به عنوان هدیه به خانم بده.(محتوای متن رساله)

نکته: مهریه دختر خانم های بالا، همشون از ۱۵۰ سکه به پایین بودن.

 

یه قانون خوب هم برای خانم هایی که قانعند: اجرا گذاشتن مهریه یعنی اینکه شما می تونید کل مهریه رو از شوهرتون بگیرید، در هر شرایطی. نصف بودن مهریه فقط برای زمان طلاقه که باید تکلیف مهریه معلوم بشه و خطبه طلاق جاری بشه.

خب یه کم عین آدم به دینتون توجه کنید تا بهترین زندگی رو داشته باشید آخه یکی بگه کجای دین کم گذاشته تا من جوابشو بدم.

هر کی هم دوست داشته باشه می تونه مشکلی رو که توی زندگی داره حتی کوچیک(که بزرگا از همین کوچیکا در میان)، با من توی پیام های خصوصی یا عمومی در میون بذاره.

نکته: آقایون و خانم های فهمیده! زندگی بازی نیست، رفاقت نیست... که تقی به توقی خورد، بگید طلاق. طلاق آخرین راهه، بهترین راه نیست. حتما این رو هم می دونید که طلاق منفورترین حلاله... .


فردا تاسوعاست. می تونید یه سری هم به وبلاگ داداش مهدی بزنید. مطلب جالبی داره.

دعا توی این روزای عزیز یادتون نره...

 

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 11:10  توسط منتظر  | 

به نام خدای شهیدان

یه سلام با کلی شرمندگی از همه شما دوستان گرامی.

یه حرف تکراری: از اینکه دیر به دیر به روز می کنم، از همتون معذرت می خوام.

امروز می خوام یه سایت باحال که شاید خیلی هاتون باهاش آشنایی ندارید، بهتون معرفی کنم. این سایت پیرامون شهداست. امیدوارم بهترین استفاده ها رو ازش بکنید. اسم سایت هست:

سبز سرخ

امروز اگر سرخ بیفتیم به خاک      فردا به زمانه سبزتر می روئیم

 

 www.sabz-sorkh.com

 


پریروز (۲/۱۰/۸۷) یکی دیگه از یادگارهای دوران دفاع مقدس از این دنیا پر کشید:

شهید حسین رمضانی

شادی روحش صلوات...


میلاد حضرت مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام رو به همه شما دوستان تبریک می گم.


می دونم خیلی زوده، ولی خب حیفم میاد که عید سعید غدیر رو به همه شما شیعیان تبریک نگم:

عید ولایت بر همگان مبارک


با احتمال اینکه یه قرن دیگه دوباره بهتون سربزنم، پیشاپیش یه یادی هم از ماه محرم می کنم:

دوباره بوی ماتم، دوباره شال و پرچم                  دوباره بزم روضه، دوباره شد محرم

محرم آمد و زینب گره محکم به معجر بست        ابوفاضل به بازویش بازوبند یاحیدر بست

 


دست نوشته شهید (که قولشو داده بودم) باشه طلبتون.

 

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 8:46  توسط منتظر  | 

به نام خداي مهربون

سلام. عذر خواهی منو به علت دیر اومدن هام پذیرا باشید. دانشگاهه و هزار جور مشکل اعم از همیشه وصل نبودن اینترنت و نداشتن وقت.

می خوام دست نوشته یکی از شهدا رو براتون بذارم٬ ان شاءالله.

پس منتظر باشید.

فعلا یا علی علیه السلام

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 9:37  توسط منتظر  | 

به نام خداي زيبايي ها


بارش رحمت الهي در اولين روز از ماه مبارك رمضان

سلام. نماز و روزه همتون قبول باشه، ان شاءالله. دهه اول ماه رمضان هم تموم شد. راستشو بخوايد، حيفم اومد كه اين مطلبو نگم:

«روز اول ماه مبارك رمضان، در حالي كه چند روز خيلي گرم رو پشت سر گذاشته بوديم، رحمت الهي، اون هم با شدت زيادي بر ما باريد. واقعا كه ابتداي مهماني الهي بسيار زيبا بود. قربون خدام برم كه...»
"دور و برمون پره از اين قبيل نشانه هاي الهي. كافيه يه كم چشمامونو باز كنيم
تا بيشتر و بهتر ببينيم..."
دعا يادتون نره...



" گودي كمر (2) "

آيا درست نشسته ايد؟!؟

اغلب ما بدون اینکه خودمان آگاه باشیم، در بسیاری اوقات روز با بد نشستن و استفاده ناصحیح از ستون فقراتمان به تخریب و پیری زودرس آن دامن می زنیم. بسیاری از دردهای گردن، کتف، شانه، کمر و... در اثر ناآگاهی از طرز استفاده صحیح از بدن به وجود می آیند.
 

برای درست نشستن، از یک صندلی مناسب بهره بگیرید. این صندلی باید توانائی تغییر ارتفاع را داشته و همچنین پشتی آن نیز بتواند قابل تنظیم باشد تا فشارهای وارده بر ناحیه پشت را کاهش دهد. زانوهای شما باید هم سطح مفصل لگنتان باشند. سعی کنید صاف بنشینید و از لمیدن یا خم شدن بر روی میز کار پرهیز نمائید. در صورت نیاز برای حمایت کمرتان از یک بالشتک کوچک و مناسب بهره بگیرید.

 

حالا که وضعیت سر و گردن را تنظیم کردید، به پاهایتان توجه کنید. کف پاها را صاف بر روی زمین بگذارید و در صورت لزوم از یک زیر پائی مناسب استفاده کنید و هیچ گاه پاها را بصورت ضربدری قرار نداده و یا روی نوک پنجه نگه ندارید. این کار از وارد شدن فشارهای بیش از حد بر مفاصل شما جلوگیری خواهد کرد. از جمع کردن پا زیر تنه خودداری کنید.

 
 

در صورتی که با مانیتور کامپیوتر کار می کنید، حداقل فاصله بین چشم و صفحه(25 تا 75 سانتیمتر) را رعایت کنید. برای این کار رعایت فاصله ای معادل طول بازو کفایت می کند. بالای صفحه مانیتور در سطح چشم شما باشد.

چند پيشنهاد ساده براي پيشگيري و كاهش گودي بيش از حد كمر

  • در زمان نشستن، کف پا را صاف بر روی زمین قرار دهید، صندلی خود را تنظیم کنید و در صورت نیاز از یک بالشتک کوچک برای پر کردن فضای خالی پشت کمرتان استفاده کنید.
  • وقتی ایستاده اید، یک پا را مستقیم روی زمین و دیگری را روی یک پله،چهار پایه و یا هر چیز مشابه،در سطحی کمی بالاتر از پای دیگر قرار دهید. این کار حمایت کمرتان را افزایش خواهد داد.
  • بهترین حالت برای خوابیدن، وضعیت صورت و شکم رو به بالاست، در حالیکه بالشی زیر زانوها قرار گیرد. اما در صورتی که تمایل دارید بر روی شکم بخوابید، حتماً بالشی زیر شکم خود قرار دهید.
  • توجه داشته باشید که پوشیدن کفش های پاشنه بلند، موجب افزایش گودی کمرتان خواهند شد...
اميدوارم براتون مفيد باشه



پيامبر
اكرم صلي الله عليه و آله: براي بهشت دري است به نام ريان كه از آن فقط روزه داران وارد مي شوند.



 

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج


+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 14:54  توسط منتظر  | 

بسم رب المهدی عجل الله تعالی فرجه

سلام. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه شما عاشقان مهمانی سفره الهی تبریک می گم. امیدوارم که حال همتون خوب باشه تا از فیض روزه و عبادت در این ماه محروم نشید. سر سفره های افطارتون ما رو یادتون نره. خیلی دعامون کنید.

مطلب زیر رو حتما بخونید...

" گودي كمر (۱) "  

يكي از شايع ترين اختلالات در انحناهاي ستون فقرات،گودي بيش از حد كمر است.

بسياري از ما علت كمردردهاي خود را گودي بيش از حد كمر مي دانيم. اين گودي بيش از حد چيست؟ چرا به وجود مي آيد؟ اصولا آيا كمر انحنايي دارد؟ و...

وقتي ميزان انحناي كمر به حدي بيشتر از ميزان طبيعي آن مي رسد، براي ناميدن آن اصطلاحا از كلمه هيپرلوردوزيس يا گودي بيش از حد كمر استفاده مي كنيم.

درد در ناحيه كمر يكي از مشكلات رايج در سراسر دنياست در آخرين مقالات دانشمندان در سال 2003 حدود 80% از مردم در طول زندگي كمردرد را تجربه كرده اند. از دلايل رايج كمردرد مي توان به ناراحتي و اختلالات عضلاني، چاقي و استرس و گاهي اوقات افسردگي نيز اشاره كرد.

چرا گودي بيش از حد در كمر به وجود مي آيد؟

در حقيقت ستون فقرات توسط تعداد زيادي عضله محافظت مي شود كه سلامت و تعادل آن ها در سلامت و نرمال بودن حالت ستون فقرات نقش بسيار مهمي ايفا مي كند.

عدم تعادل در عضلات نام برده(يعني قوي بودن برخي و ضعف يا گرفتگي بعضي ديگر از آن ها)، موجب پديد آمدن ناهنجاري هايي در شكل كلي ستون فقرات خواهد شد.

در اين ميان نقش عضلات شكمي، باز كننده هاي مفصل پا به لگن در ايجاد هيپرلوردوزيس، پررنگ تر از ساير عضلات اين ناحيه است.

برخي علل گودي بيش از حد كمر

از جمله علت هاي اصلي گودي بيش از حد كمر مي توان به موارد زير اشاره كرد:

  • آكندرو پلازي: اين بيماري در حقيقت ارثي بوده و با اختلال در رشد و تكامل استخوان ها و نسوج غضروفي همراه است.
  • التهاب ديسك كمر يا در اصطلاح علمي ديسكايتيس.
  • كيفوزيس يا قوز بيش از حد ناحيه پشت: در اين حالت ستون فقرات كمر به طور جبراني دچار انحناي بيش از حد مي گردد.
  • چاقي: خصوصا بزرگي بيش از حد شكم و ضعف عضلات اين ناحيه باعث كشيدگي بيش از حد ستون فقرات به سمت جلو و افزايش گودي كمر خواهد شد.
  • پوكي استخوان: با تسهيل تغيير ارتفاع و شكل نرمال مهره ها باعث تغيير انحناهاي طبيعي ستون فقرات مي شود.
  • دررفتگي تدريجي مهره ها يا در اصطلاح علمي اسپونديلوليستزيس: اين حالت اغلب در ناحيه كمر ديده مي شود و با لغزش يا جابجايي مهره ها همراه است. اين بيماران معمولا از كمر درد، احساس جدا شدگي و لقي كمر، گودي بيش از حد كمر و برجستگي باسن شكايت دارند.
  • ضعف عضلات شكمي در اثر علل مختل.

ادامه دارد...

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم                                       سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی(عجل الله تعالی فرجه) جان      تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم

 

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 12:48  توسط منتظر  | 

بسم رب المهدي عجل الله تعالي فرجه

سلام

بعد از حدود دو سال دوباره مزاحمتون مي شم. دلم براتون خيلي تنگ شده بود. البته فكر نكنيد به يادتون نبودم ها...نه...!!! نشون به اون نشون كه خيلي هاتون هر چند ماه يك بار به روز مي كردين.

شايد يه جوري مي خوام اين غيبت طولاني رو توجيه كنم، اما دلايلي براي اين تاخيرم دارم. فقط يكي از اين دلايل رو مي گم كه مي تونه مهم ترينش باشه: حدود دو سال قبل وارد دانشكده اي شدم كه با شهر خودم چند ساعتي فاصله داشت(شايد يه روزي اسم اين مكان رو لو دادم). به علت مدرن بودن اين دانشكده،تفاوت زيادي با ساير مراكز آموزش عالي داشت. از جمله اين تفاوت ها امكان دسترسي به حتي رايانه هاي عهد بوق نداشتن بود. مگه مي شه...؟؟؟!!!! البته كه مي شه. البته شكر خدا چند ماه بعد چند تا رايانه آوردن كه دستور دور از دسترس همه دانشجويان قرار گيرد هم ضميمشون بود. خلاصه با كلي تلاش و دوندگي، چند ماه پيش رايانه ها به اينترنت با سرعت لاك پشت و با دقت بالاي قطع در هر ۱۰ دقيقه وصل شد و همچنين دستور جديد در دسترس دانشجويان قرار گيرد نيز صادر شد. به سلامتي... خب تا من بخوام يه دليلي براي توجيه خودم و يه رو براي برگشت پيدا كنم، تا امروز به طول انجاميد.

خلاصه... سلام

السلام عليك یا اباصالح المهدي عجل الله تعالي فرجك

اعياد شعبانيه و ميلاد مسعود مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه را به شما تبريك مي گويم

با تلاش فراوان و فكر زياد، به اين نتيجه رسيدم كه چه خوبه براي مطالب اين صفحه به مناسبت ميلاد مهدي زهرا عليه السلام چهارده تا از پيام هاي كوتاهي كه در اين ايام فرخنده برام فرستاده شده و من براي بقيه فرستادم رو بنويسم. به نظرم خيلي ها كه نه، همشون زيبا هستن و به دل مي شينن. آْخه برآمده از دل هستن و سخن كز دل برآيد...

گفتم شبي به مهدي(عجل الله تعالي فرجه) از تو نگاه خواهم/ گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

اي دل بشارت مي دهم خوش روزگاري مي رسد/ يا درد و غم طي مي شود يا شهرياري مي رسد/ اي منتظر غمگين مباش قدري تحمل بيشتر/ گردي بپاشد در افق گويي سواري مي رسد

شعبان شد و پيك عشق از راه آمد/ عطر نفس بقية الله(عجل الله تعالي فرجه) آمد/ با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين(عليهم السلام)/ يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

يا اباصالح المهدي(عجل الله تعالي فرجك): دلم هواي تو كرده، بگو چه چاره كنم...؟؟؟

چه بي خيال نشستيم، چه كوششي چه وفايي/ فقط نشستم و گفتم خدا كند كه بيايي

بر منتظرين مژده بده منتظر آمد/ از مهد بقا مهدي ثاني عشر(عجل الله تعالي فرجه) آمد

بهر تماشاي سراپاي او/ديده سراپا شدنم آرزوست

كاش از دلبر نشاني داشتيم/ بر سر كويش مكاني داشتيم/ از براي مهدي صاحب زمان(عجل الله تعالي فرجه)/ كاش در دل جمكراني داشتيم

يك پلك زدن غافل از آن ماه نباشيم/ شايد كه نگاهي كند آگاه نباشيم

امروز بهار لاله هاي چمن است/ ميلاد سعيد حجت بن الحسن(عجل الله تعالي فرجه) است/ بت هاي جهان باز به خود مي لرزند/ از بيم كه روز جلوه بت شكن است

از عشق تو گفتيم،‌نمك گير شديم/ در سايه چشمان تو تكثير شديم/ گفتند كه روز جمعه خواهي آمد/ آن قدر نيامدي كه ما پير شديم

عمريست كه از حضور او جا مانديم/ در غربت سرد خويش تنها مانديم/ او منتظر ماست كه ما برگرديم/ ماييم كه در غيبت كبري مانديم

قطعه گمشده اي از پر پرواز كمك است/ يازده بار شمرديم، يكي باز كم است/ اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است/ عرق شرم زمين است كه سرباز كم است

گفتم كه خدا مرا مرادي بفرست/ طوفان زده ام راه نجاتي بفرست/ فرمود كه با زمزمه يا مهدي(عجل الله تعالي فرجه)/ نذر گل نرگس صلواتي بفرست

براي تعجيل در فرج امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) سه صلوات با "و عجل فرجهم"

يا علي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:38  توسط منتظر  |